میدونی مهربانی با خود چیه؟

شفقت

میدونی مهربانی با خود چیه؟

اساس عزت‌نفس، احساس شفقت نسبت به خود است. وقتی نسبت به خود احساس شفقت می‌کنید، خود را درک می‌کنید و می‌پذیرید. اگر اشتباهی بکنید، خود را می‌بخشید. انتظارات معقولی از خود دارید. اهداف قابل دستیابی را برای خود تعیین می‌کنید. و خود را اساساً خوب می‌دانید.

اغلب مردم شفقت را صفتی ستودنی همچون صداقت و وفاداری می‌دانند. کسی که شفقت دارد، آن را با مهربانی، همدلی و کمک به دیگران نشان می‌دهد. اما تا آن‌جا که به عزت‌نفس مربوط می‌شود، شفقت مفهومی بسیار وسیع‌تر دارد.

  1.  شفقت صفتی غیرقابل تغییر نیست. در واقع، شفقت یک «مهارت» است، مهارتی که می‌توان آن را به دست آورد یا افزایش داد.
  2. شفقت احساسی نیست که فقط نسبت به دیگران باشد، بلکه فرد مُشفق نسبت به خود نیز مهربان است، همدلی می‌کند و خود را یاری می‌دهد.

مهارت شفقت، سه مؤلفه دارد

  1. درک (Understanding)،
  2. پذیرش(Acceptance)،
  3. بخشش (Forgiveness).
    🔢 قسمت اول

درک (Understanding):

اولین قدم برای برقرار کردن رابطه‌ای مُشفقانه با خود و دیگران، تلاش برای درک کردن است. درک کردنِ یک مسئله‌ی مهم درباره‌ی خود یا دیگری، می‌تواند احساسات و نگرش‌های فرد را کاملاً تغییر دهد.

درکِ ماهیت مشکلات به این معنی نیست که باید راه‌حلی برای آن‌ها پیدا کنید، بلکه فقط به این معنی است که نحوه‌ی عملکرد خود را شناخته‌اید. به بیان دیگر، فهمیده‌اید که در یک موقعیت خاص، بیش‌تر امکان دارد چه کاری انجام دهید و احتمالاً چرا این کار را می‌کنید. این بدان معنی است که درباره‌ی خودتان شناخت جدیدی به دست آورده‌اید.

برای درک کردنِ دیگران لازم است به آن‌ها گوش بدهید، نه به خودگویی درونی‌ای که خودتان درباره‌ی آن‌ها دارید.

 پذیرش (Acceptance):

شاید پذیرش، دشوارترین جنبه‌ی شفقت باشد. پذیرش یعنی قبول کردن واقعیت، بدون این‌که هیچ‌گونه قضاوتی درباره‌ی آن بکنید. به بیان دیگر، یعنی این‌که چه واقعیت موردپسند شما باشد و چه نباشد، آن را بپذیرید. برای مثال، جمله‌ی «این واقعیت را می‌پذیرم که هیکلم بد است»، به این معنی نیست که «هیکلم بد است و من اصلاً از این موضوع ناراحت نیستم»، بلکه به این معنی است که «هیکلم بد است و این را می‌دانم. ممکن است از این موضوع ناراحت باشم، ولی در حال حاضر احساساتم را کنار می‌گذارم، هیچ قضاوتی درباره‌ی هیکلم نمی‌کنم، و صرفاً واقعیت را می‌پذیرم».

برای پذیرشِ دیگران نیز باید واقعیت‌های مربوط به آن‌ها را بدون قضاوت‌های معمول قبول کرد.

 بخشش (Forgiveness):

بخشش به دنبال درک و پذیرش روی می‌دهد. بخشش نیز همانند درک و پذیرش، به معنی پسندیدنِ چیزی نیست، بلکه به معنی رها کردن گذشته، احترام به خود در حال حاضر، و نگریستن به آینده‌ای بهتر می‌باشد. وقتی به خاطر جیغ کشیدن سر فرزندتان خود را می‌بخشید، کار اشتباه خود را تصحیح نمی‌کنید، و یا همه‌چیز را فراموش نمی‌کنید. کاری که کردید هنوز هم اشتباه است، و اشتباه خود را به خاطر می‌سپارید تا در آینده بتوانید بهتر عمل کنید. اما «پرونده را می‌بندید» و بدون این‌که باز به آن اتفاق فکر کنید و خود را سرزنش نمایید، به کارهای امروزتان می‌پردازید.

بخشیدنِ دیگران به معنی این است که حساب‌ها را تسویه‌شده بدانید. به بیان دیگر، بخشش یعنی این‌که اگر کسی به شما آسیبی زد، حساب بدهکاری او و طلبکاری خود را فراموش نمایید. هرگونه فکر تلافی، انتقام و یا عمل متقابل را از ذهن خود بیرون کنید و رابطه‌ی خود با آن فرد را، گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده است، ادامه بدهید.

 

سایر محصولات جان ویر

مدیر سیستم
ارسال دیدگاه